محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
838
خلاصة الحكمة ( فارسى )
طعام در آن خوب نيست ؛ خصوص كه تا زمان طويلى در آن طبخ يافته و يا طعام بسيار چرب و مائيت وافر داشته و يا با حموضت باشد و همچنين ماندن در آن . و ليكن مانع تام نيست و ازين جهت تأكيد بليغ نمودهاند در « 1 » تجديد قلعى نمودنِ آن هرگاه اثر زوال آن ظاهر گردد و منع نمودهاند از استعمال ظروف « 2 » نحاسى قلعى ناكرده و يا قلعى رفته ؛ چنان چه اكثر اطبّاء گمان نمودهاند كه ملازمت و دوام اكل طعام ، خصوص مطبوخ آن در ظرف مسى بى قلعى ، محدث جذام است . و ظرف صفر يعنى رويين ، مانند ظرف مسى است و همچنين ظرف رصاصى . امّا ظروف فخار يعنى گلينى ، خصوص مزجّج - يعنى لعاب دار آن - طبخ طعام در آن ممنوع نيست ، و ليكن اگر لعابدار نيست يك دو بار زياده طبخ ننمايند . و به دستور ، سنگين اگر رَخو باشد نيز دو مرتبه تا پنج مرتبه ممنوع نيست ؛ به جهت آن كه اجرام غذا در خُلَل و فُرَج مسامّ آن متخلخل شده باقى مىمانند محتبس و متعفّن گشته ، فاسد شده [ و ] باعث تعفّن و فساد آن چه در آن طبخ يافته [ شده ] علّت حدوث حمّيات عفنه مىگردد زياده از امور ديگر . و همچنين باعث جرب قبيح و انواع امراض رديه مىگردد به حسب هر انسانى لايق به حال آن و غلبهء خلط غالب بر او و رقّت و غلظت و ساير لوازم آن . و ببايد دانست كه بعد [ از ] طبخ چون طعام در ظرف برآورند ، بايد كه بالاى آن را نپوشند مگر به سرپوش مشبك طلايى و نقره [ اى ] و يا مسى قلعى دار ؛ تا بخار آن در آن باز برنگردد و محتبس نماند ؛ زيرا كه اين باعث سمّيت آن است ؛ خصوص كه ماهى باشد و يا مشويات ديگر . [ و ] در اثناى طبخ نيز سرپوش بايد كه مشبّك باشد تا بخار آن برآيد . ببايد دانست كه بهترينِ ظروف و اوانى ، چينى و آبگينه است ؛ يعنى شيشه . و بعد از آن ، سفال مزجَّجِ لعاب دار چينىنما و مس تازه قلعى نموده . و در ذهبى و فضّى هرچند به حسب بعض قواعد حكمى طبّى نافع است و ليكن به حسب بعض امور در شرع شريف ، استعمال اوانى آن ممنوع و اكل در آن حرام است و همچنين آشاميدن آب در آن هر دو . چون از تدبير « 3 » مأكول فارغ گرديد ، حال بيان تدبير مشروب را مىنمايد .
--> ( 1 ) . ب : از . ( 2 ) . ب : ظرف . ( 3 ) . ب : تدابير .